جغرافیای ایران آن را به گرهای طبیعی در مسیرهای ترانزیتی آسیا – اروپا تبدیل کرده است. در سالهای اخیر، پروژههای راهآهن و توسعه کریدورها که چین بهعنوان بازیگر اصلی آنها را دنبال میکند، اهمیت راههای زمینی را برای کاهش ریسکهای زنجیره تأمین دریایی ارتقا دادهاند. از منظر سرمایهگذاری، این به معنی فرصت برای پروژههای نوسازی خطوط ریلی، الکتریکیسازی مسیرها، توسعه بنادر و ساخت مراکز لجستیکی است؛ پروژههایی که معمولاً مقیاس بزرگ دارند و به مدلهای تأمین مالی ترکیبی و قراردادهای EPC نیازمندند.
آنچه در این مقاله میخوانیم
نمونههایی از توافقها و پروژههای مرتبط نشان میدهد که چین حاضر به ورود به پروژههای ریلی و لجستیکی بزرگ است که ارزش استراتژیک داشته باشند؛
برای ایران، سرمایهگذاری در کریدورهای ریلی میتواند ضمن ایجاد اشتغال و تسهیل تجارت، به جذب کارخانجات مونتاژ و مراکز توزیع منجر شود. پروژههای الکتریکیسازی و مدرنسازی خطوط ریلی، بهخصوص در مسیرهایی که بار ترانزیتی قابل توجه دارند، از اولویت برخوردارند. اخیراً توافقها و طرحهایی برای نوسازی و الکتریکیسازی بخشی از شبکه ریلی ایران با مشارکت شرکتهای چینی گزارش شده است که نشانه علاقه متقابل به این حوزه است.
مرکز تجاری ایران در هانگژو میتواند بهعنوان نقطه اتصال کلیدی بین شرکتهای بزرگ چینی در حوزه راهآهن، الکتریکیسازی، سیگنالینگ و پروژههای EPC با سازمانها و وزارتخانههای ایرانی عمل کند. این مرکز توانایی دارد بستههای پروژه ایرانی را به زبان چینی تهیه و به شرکتهای معتبر معرفی کند، هیئتهای فنی را سازماندهی کند، موانع اطلاعاتی را رفع و قراردادهای اولیه همکاری را هماهنگ نماید. همچنین میتواند در مذاکرات مدلهای تأمین مالی، انتقال تکنولوژی و برنامهریزی برای بازدید میدانی در ایران بهعنوان نهاد واسط و قابل اعتماد نقش ایفا کند.
برای تبدیل این علاقه متقابل به قراردادهای اجرایی، مرکز تجاری ایران در هانگژو چهار اقدام مشخص را در دستور کار دارد. اقدام اول، اولویتبندی پروژههای ریلی بر اساس شاخصهای بازگشت سرمایه و امنیت ترانزیت است. این مرکز میتواند با همکاری وزارت راه و شهرسازی ایران، فهرست کوتاهی از کریدورهای دارای بار ترانزیتی پایدار (مانند خواف-هرات و چابهار-زاهدان) را برای ارائه به شرکتهای چینی آماده کند. اقدام دوم، تطبیق مدلهای تأمین مالی با رویههای بانکهای توسعهای چین است؛ شامل طراحی ساختارهایی با ترکیبی از فاینانس چینی، تهاتر نفت و آورده داخلی که ریسک بازپرداخت را کاهش دهد. اقدام سوم، برگزاری کارگاههای تخصصی مشترک بین مهندسان ایرانی و چینی برای هماهنگی در استانداردهای فنی (عرض خط، ولتاژ برق کششی، سیستم علائم) است. اقدام چهارم، پایش مستمر توافقهای قبلی و تهیه گزارش عملکرد برای سرمایهگذاران چینی به منظور جلب اعتماد برای فازهای بعدی پروژه است. این رویکرد گامبهگام، زمینهساز مشارکت چین در الکتریکیسازی ۲۰۰۰ کیلومتر خط ریلی ایران در افق ۲۰۲۸ خواهد بود.


